السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
11
مقدمه نقض و تعليقات آن
و بنويسد از آن بهرهء تمام برگيرد و فائدهء بسيار حاصل گرداند » به خوبى واضح مىشود كه مصنف ( ره ) در اين كتاب همت گماشته كه تا بتواند آن را بقلم ساده و عبارت عوام فهم بنويسد و مطالب عاليه و مضامين بلند و معانى لطيفه را ببيان سهل ادا كند تا هر عامى و عارف اعم از مبتدى و متوسط و منتهى هر يك از آن بفراخور فهم و طبق استعداد خود استفاده كند و بعقيدهء نگارندهء اين امر كه شرط عمده و غرض اصلى از تأليف اين قبيل كتب است در اين كتاب بدرجهء عاليه و مرتبهء قصوى رعايت شده است و چندان واضح و عيان است كه حاجت به هيچگونه شرح و بيان ندارد و واضحترين دليل و أجلى شاهد بر اين امر مقايسهء تفسير ابو الفتوح رازى ( ره ) و كتاب نامبرده ( نقض ) با همديگر است زيرا اين دو اثر هر دو نمونهء نثر فارسى يك قرن و تأليف دو عالم متعاصر است ( بدليل اينكه شيخ ابو الفتوح نيز مانند مصنف از قاضى ابو محمد حسن استرآبادى ( ره ) نقل روايت مىكند و تفصيل مطلب بكتب تراجم محول است ) و تبصرة العوام نيز از آثار اين زمان است و از مقايسهء كتاب نقض با آن نيز همين نتيجهء مذكوره بدست مىآيد پس از عبارت مذكورهء مصنف دو مطلب اساسى فهميده شد : 1 - اينكه مصنف ( ره ) تعمد داشته است كه اين كتاب ( يعنى نقض ) سادهتر و روانتر باشد و هيچگونه تقيد بآراستن عبارت نداشته است بلكه مقصود او اداى مطالب بوده است بطور وضوح . 2 - كتب ديگر مصنف ( ره ) چنين نبوده است بلكه بلسان علمى و بيان خاص عالم - فهم بوده است بعبارت ديگر در آن تصانيف نظر بيك دستهء خاص كه علماء و فضلاء باشند بوده است بخلاف كتاب نقض كه هدف آن استفادهء خواص و عوام بوده است پس در عين - حال كه مشتمل بر مطالب عاليهء علمى است بلسان عوام فهم گفته شده و بقلم ساده تأليف يافته است و اين حسنى است كه بالا دست ندارد و شايد سبب اشتهار كتاب و بلكه بقاى آن تاكنون در نتيجهء رعايت اين حسن بوده است و اللّه أعلم . 9 - اينكه منتجب الدين ( ره ) مصنف ( ره ) را بقزوين منسوب نموده براى آنست كه اصلا قزوينى بوده است ليكن در رى توطن داشته است چنان كه از ملاحظهء عبارات چند مورد از كتاب برمىآيد : از آن جمله عبارت منقوله در سابق است كه دلالت داشت كه مصنف در رى مدرسه داشته است و عنقريب از رافعى نيز تصريح بتوطن مصنف ( ره ) در رى نقل خواهد شد . 10 - بايد دانست كه چون كتاب نقض به منظور نقل روايت يا بيان ترجمهء حال و ذكر طرق روايات وضع و تصنيف نشده است تا مشايخ مصنف ( ره ) از آن فهميده شود بنابراين اساتيد و مشايخ او بر ما مجهول است در صورتى كه قرائنى به نظر ميرسد كه عدهء از آن علماء كه مصنف ( ره ) ادراك زمان ايشان كرده و نام ايشان را در آن كتاب برده است و مخصوصا علماء شهر رى از مشايخ او بوده باشند بلى آنچه صريحا از اين كتاب فهميده مىشود آنست كه برادر بزرگتر مصنف ( ره ) اوحد الدين شيخ روايت